الشيخ محمد علي الگرامي القمي

17

خودسازى و مسائل روانى (فارسى)

به اصطلاح كار خدائى كنى » و نظاير اينها از شواهد اين مكتب‌اند . اينها مىگويند گر چه بشر معلول است و هر چه دارد به فيض الهى است ولى با همين فيض الهى مىتواند به كمالى بى نهايت برسد و روى اين حساب فرموده امام صادق عليه السلام كه هر چيزى حدى دارد مربوط به ماديات خواهد بود . بايد عرض كنم كه طبق تعليمات منطقى ما و بحثى كه هنوز دستخوش حوادث نگشته و منطقهاى « دستورى » « دكارت » و تجربى « بيكن » و غيره و اختلاطى « ديالك تيك » و تحليلى و به اصطلاح آتومى « راسل » و رياضى و « الگوريسم » ، « بول » و غيره و « توفيقى » ، « استوارت ميل » و ساير منطقهاى « صورى » و « مادى » و « معرفتى » و « منطق بر اساس روانشناسى » آن را پايمال نكرده‌اند ، براى شناخت هر چيزى بايد علت پيدايش و ذات خود آن چيز و نتايج آن را در نظر گرفت و در صورتى مىتوان به حدود چيزى پى برد كه جهات سه‌گانه‌اش مورد بررسى دقيق قرار گيرد و نقادى گفتار هم كه سرور عرفاء الهى سيد الشهداء فرموده : از دليلهاى دانشمندى شخص نقادى اوست ( صفحهء 248 تحف العقول ) هم همين نتيجه را مىدهد . نقد ، بررسى خصوصيات تحليلى اشياء مىباشد . ولى علت روح ذات حضرت احديت است كه تنها معرفش بى نهايت در بى نهايت است . « 1 »

--> ( 1 ) - و البته علت همه چيز خداست ولى در غير ذات مجرد با واسطه است ، چنان كه امام صادق عليه السلام فرموده است ابى الله ان يجرى الامور باسباب ( اصول كافى ) خداوند حوادث را با واسطه انجام مىدهد و بنابراين مىتوان علت قريب و زمينه نزديكش را تحقيق نمود . بخلاف چيزهاى مجرد و ما فوق ماده چون روح انسانى و غيره كه در گرفتن فيض خيلى نزديك به خداوند هستند و به اصطلاح اهل معرفت از « صقع ربوبى » شمرده مىشوند .